------
گفت : مي دوني همه تو چه فكري اند؟
گفتم : همه يا آمريكا ؟
گفت : شوخي نمي كنم . تا حالا به اين فكر كردي كه هر كسي به هر نحوي تو زندگي اش حداقل یه بار سعي كرده شيطان رو شكست بده ولي هر بار شيطان در قامت و هيبتي وحشتناك تر برگشته ؟ از يه فرد عادي كه هر روز از ديروز بدتر و در دام شيطان اسير تر ميشه ، تا انديشمند و فيلسوفي كه سعي مي كنه طرح و شيوه جديدي براي اداره دنيا خلق كنه و در آخر كار رو خراب تر و بدتر مي كنه تا همين انقلاب كمونيستي شوروي كه اومده بود شيطان سرمايه داري رو از بين ببره و خودش شد امپراتوري شيطان و اصلا چرا راه دور بريم ؟ همين شيطان حاضر خودمون ، اومد صدام رو سرنگون كنه صدام رفت و يه مشت تروريست جاش رو گرفتن و . . .
گفتم : البته استثناهايي هم وجود داشته ، مثلا همين انقلاب خودمون نه تنها شيطون داخلي رو فرستاد اون دنيا بلكه هر روز هم داره مشت تازه اي به دهن اون شيطون باقي مونده مي زنه .
گفت : ا . . . تو كه باز به شوخي گرفتي . جدي مي گم . هر وقت هر تلاشي واسه نابود كردن يا محدود كردن شيطان وبدي صورت گرفته تنها به گسترش نفوذ او منجر شده .
گفتم : پس مي فرماييد چيكار كنيم ؟
گفت : نمي دونم . به نظر من شاید هیچ کاری نکردن بهترین گزینه ممکن باشه .
