تبليغاتX
مدار صفر

مدار صفر

وب نوشت های شخصی و طنز من

نصایح برادرانه

با توجه به شروع طرح مهرورزي به نسوان بدحجاب و چون ما به اين مناسبت طرفدار اين قشر تودل برو شده ايم ، راه هاي زير براي پيشگيري از مهرورزيده شدن پيشنهاد مي شود .

1) آدم بشين : بهترين راه و ساده ترين كار اينه كه توبه كنين و به همون سه چهار تا دوست پسري كه تا به حال جمع كردين قانع بشين و فكر سرمايه گذاري واسه آيندتون رو از كله تون بيرون بكنين و ديگه واسه قابل تحمل شدن دو كيلو پن كيك و كرم پودر و غيره به خودتون نمالين و مانتو دو وجب بالاي زانو و شلوار يه وجب پايين زانو نپوشين . اگه اخلاقتون رو يه كم بهتر كنين من بتون قول ميدم كه از بين اين يه چهار تا دوست پسر، بالاخره يكيشون مياد خواستگاريتون و شما ترش نخواهيد كرد .

2) رادارگريز شويد : امروزه رادار گريز بودن در تمام صنايع يك اصل مهم به شمار مي رود و به تازگي حتي ترقه ها هم رادار گريز ساخته مي شوند . دو راه را براي رادارگريز شدن به شما پيشنهاد مي كنم:1- هميشه يك چادر و ترجيحا يك گوني تا كرده تو كيفتون داشته باشين و سعي كنيد به نقاط شلوغ به اندازه پسرهاي موبايل و ماشين دار توجه نشان دهيد . هر وقت ديديد كه يك نقطه شلوغ مشكوك به نظر مي آيد به سرعت چادر و يا گوني تان را از كيف در آورده و بر سر كنيد .2)  به محض مشاهده ناحيه شلوغ مشكوك خودتون رو بچسبونين به يه خونواده اي كه دارن از اون حوالي رد مي شن و طوري رفتار كنيد كه عزيز ترين فرزند آن خانواده به نظر برسيد .

3) پر سرعت ترين موشك ببخشيد دختر دنيا شويد: يكي از ساده ترين راه حل ها به شمار ميرود . براي عمل به اين دستور العمل تنها كافي است بدون نگاه كردن به پشت سر فقط بدويد و فرار كنيد .

4) كمي لري ياد بگيريد : چون بر طبق جديد ترين تقسيم بندي قرار بر اين شده كه ترك ها بشن مسوولين مملكت و لر ها مامورين يگان ويژه ،ياد گيري حداقل چند كلمه لري از نان شب واجب تر ميباشد . اگر راه حل هاي بالا افاقه نكرد و شما توسط مامورين يگان ويژه بازداشت شديد ، شروع كنين به بلغور كردن چند كلمه لري كه ياد گرفته ايد . مطمئن باشيد كه حس وطن پرستي اين مامورين جان بر كف شكوفه زده و شما آزاد خواهيد شد .

5) از ناز و عشوه و بوس و . . . غافل نشويد : اگر موارد بالا موثر واقع نشد از اين بند استفاده نماييد . متاسفانه من قادر به راهنمايي هاي بيشتر در اين زمينه نيستم و موفقيت در اين بند كاملا به مهارت خودتون و تجربياتي! كه تا كنون به دست آورده ايد بر مي گردد.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1385ساعت 15:53  توسط م . الف . پ  | 

پس از يكي دو هفته از آزمايش سلاح هاي جديد جمهوري اسلامي و راحت شدن خيال آقايون از حمله نظامي حداقل تا چند ماه آينده ، ثمرات اين مانور به تدريح آشكار شد . فرمانده نيروي انتظامي و سخنگوي قوه قضاييه طي مصاحبه هايي اعلام كردند كه پس از غني سازي اورانيوم افتخار ملي ديگري با كوشش محققين جوان كشور به ثبت رسيد و آن كشف علت انقلاب 57 مي باشد .بنا بر يافته اين محققين و دانشمندان جوان نسوان عزيز همواره در حسرت رسيدن به روزي مي سوخته اند كه چند آدم پشمالو پيدا بشه و مجبورشون كنه كه به زور روسري سرشون كنن !( والبته بسيار روايت و تاكيد شده است كه روسري بايد تنها قرص ماه را نشان بدهد  و بنا بربرخي روايات اگر حلال ماه را آن هم در شب ابري نشان دهد به راه راست نزديك ترمي باشد) و چون هر كاري مي كردند و هر چي ميني ژوپشون رو كوتاه تر مي كردند شاه ملعون اقدامي در جهت رسيدن اين جماعت به حق مسلمشون نمي كرد ، بنا براين انقلاب كردند.
 به اين مناسبت ستاد بزرگ داشت كشف هاي جديد و حق هاي مسلم اعلام كرد از ابتداي ارديبهشت ماه در سراسر كشور به كليه علاقه منداني كه قطر چادرشون از 25 سانت كمتر باشد به شدت مهروزي در خواهد شد.
  
+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1385ساعت 22:4  توسط م . الف . پ  | 

آقا ... خوردیم

سخنرانی ریسس مریخ در دوهزار سال بعد در مراسم سالیانه مرگ بر زمین و دفاع از ماه :

زمین بداند , عطارد بداند که روزی آن ها از نقشه کهکشان راه شیری محو خواهند شد .

و به علت این که مریخ تمام دنیا را به دلیل انحطاط از اصول عالیه چند هزار نفر از چند ملیون نفر ساکن مریخ تحریم کرده و دنیا از داشتن رابطه با این کره بسیار مهم محروم شده است . تمام سیارات اظهارات رییس رو محکوم می کنند و حتی عربای ساکن ماه هم  می گن : ولک الما را به الخیر شما امیدی نیست الپلیز شر مرسان !
روز بعد : البته ما بر روی سر اصولمان نشسته ایم ولی در سخنان آقای رییس تحریف صورت گرفته و منظور ایشان این بوده که بالاخره همه ما روزی باید بریم و چند ملیون سال دیگه شاید خورشید به سیاهچاله تبدیل شد و همه رو بلعید !
روز بعد : سخنرانی : من برای بشریت که خواهان محو زمین از کهکشان نیستند ,  متاسفم ! آخه شما کی می خواین بفهمین که شما چند ملیارد نفر اشتباه می کنین و ما دو سه هزار نفر درست می گیم ؟ ها ؟ یه بمب اتم بندازم تو کلت آدم بشی ؟ 
روز بعد : ما معتقد به نابودی زمین نیستیم . فقط تقاضا می کنیم یه رفراندوم در زیمین و ماه راه بندازن نتیجه اگه به نفع ما شد قبولش داریم .
روز بعد : اطلاعیه : بدین وسیله از امام غایب مریخ تقاضا می شود که هر چه زود تر ظهور فرمایند . چرا که اوضاء به نفع مستکبرین قمر در عقرب شده و عنقریب بلا ملایی بر سرمان بیاورند .
 روز بعد : به هر حال او ماه ما رو تهدید به حمله کرده بود وگر نه ما خیال حمله به هیچ کشوری را نداریم !
روز بعد : اصولا رییس جمهور در آن روز در آن مکان حضور نداشته اند و کل جریان توطئه ای از جانب استکبار و در راس آن ها شیطان بزرگ بوده !

n روز بعد : آقا ... خوردیم ! شما کاری به کار ما نداشته باشید بزارین ما این جا حکومتمون رو بکنیم . مام قول می دیم از این به بعد بچه خوبی بشیم .  

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آبان 1384ساعت 10:52  توسط م . الف . پ  | 

شغل خوب

يكي از اقواممون با خاطره جالبي از سفر مشهد برگشته بود . مي گفت تو ضريح مقدس نهار مجاني مي دن به شرطي كه بالاي چهل هزار تومن پول نذري داشته باشي ! اگه بالاي هشتاد هزار تومن بدي ، شام مجاني هم در خدمتت هستن . البته بين بيست تا چهل هزار تومن هم محض رفع كوتي برنج و نمك مي دن !

عجب مارمولك هايي هستن اين قوم و عجب تنبل و مفت خورهايي هستن آن قوم . در هر حال تعرفه هاي زير از سوي دفتر و.ط. جهت تعديل قيمت ها و جلوگيري از گرانفروشي صنف مربوطه اعلام مي گردد . رعايت آن توسط كليه

همكاران محترم الزامي است و با پروانه و جواز كسب متخلفين برخورد قانوني مي شود .

الف )

مشكلات مربوطه : امروز استاد كوييز نگيره ، به ممد فحش بد دادم نره واسه بابام بگه ، جمعه اين هفته استقلال بازيش رو از پيروزي ببره

حداكثر مال دريافتي : 550 تومان

محل دريافت : معتاد لب خيابون ، جعفر گدا

ب)

مشكلات مربوطه : فردا با دوست دخترم قرار دارم ولي جوش روي دماغم پاك نمي شه ، هر چي خودم رو به در و ديوار مي زنم و تهديد به خود كشي مي كنم كسي واسم موتور نمي گيره ، خدا كنه معدلم بالاي 15 بشه

حداكثر مال دريافتي : 5000 تومان

محل دريافت : صندوق هاي كميته امداد در سراسر كشور ، محل دفن . . . در سراسر كشور .

ج)

مشكلات مربوطه : هر چي زور مي زنم ضعيفه بچه دار نمي شه كه نمي شه ، خانمم سرطان ناخن پا گرفته و دكتر ها سريع شدن رشد تومور تا بيست سال آينده قطع اميد كرده اند .، در حسرت ديدار تو آواره ترينم ، دلم كار مي خواد زن مي خواد مدرك مي خواد ماشين مدل بالا مي خواد و . . .

حداكثر مال دريافتي : 80000 هزار تومان

محل دريافت : دفتر و.ط. و محل جمع آوري هداياي مردم .

د)

در صورتي كه مشكل شما آن قدر حاد بود كه هيچ كدام از موارد بالا اثر گذار نبود .

حداقل مال دريافتي : 300000 هزار تومان

محل دريافت : شخص و.ط.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم شهریور 1384ساعت 12:21  توسط م . الف . پ  | 

قرعه کشی در بانک

فرض كنيد يكي از جايزه هاي بانك فلان سي صد گوسفند باشه و افراد زير با سرمايه اي معادل  پنجاه هزار تومن (يك كروب)  برنده جايزه بشوند فكر مي كنيد چه اتفاقي ميفته ؟

كروبي :اول خدمتتون عرض كنم كه درسته كه من جلو اسمم دكتر ندارم ولي به هر حال تو اين 25 سال اون قدر خرابكاري كرديم و كوشش و خطا كرديم كه در حد دكتر و بلكه بيشتر سواد داريم و چيز ياد گرفته ايم ( نقل از سخنان خود ايشان !) و بعد ما هم  قوانيني وضع مي كنيم كه نگن بي قانونيه ولي هر كي مشكل داشت بياد پهلوي من تا برم شخصا باهاش صحبت كنم . انشاء الله كه از زندان آزاد بشن
1- به هر گوسفند مجرد روزي يك كروب يونجه تعلق مي گيرد ( واحد پول ايران  پس از انتخاب جناب آقاي كروبي و تورم ناشي از اقدامات ايشان از ريال به كروب تغيير يافت هر كروب معادل پانصد هزار ريال سابق مي باشد . !)
اقتصاد دان شماره 1 :خوب عزيزم اگه تمام مالمون رو آتيش هم بزنيم كه اين قدر پول يه جا جمع نمي شه !
اقتصاد دان شماره 2 طرفدار كروبي : منظور از مجرد بودن در فرمايشات آقا اين است كه تا كنون گوسفند نر مورد نظر هيچ گونه رابطه مشروع و نامشروعي با گوسفندان ماده نداشته باشد و احتمالا تا گوسفند مورد نظر بياد اثبات كنه كه مجرد مجرده و مراحل اداري و ثبتي آن طي شود عمرش را به شما داده است


دكتر محمود احمدي نژاد  : اول به گردن دو تا از پشمالو ترين و [….] آن ها زنگوله ميندازه و اونا مي شن پيش قراول بعد قوانين زير رو پس از تاييد … وضع مي كند :
چون ما خيلي فكر دنيا و آخرت شما هستيم و خداي نكرده اگه شما به جهنم برين ممكنه به ما دائم البهشتيان هم يه سيخ داغي چيزي بزنن ، خواهشمنديم قوانين زير را رعايت فرماييد . در ضمن متخلفين ترور خواهند شد و گوشتشان صرف تهيه آش نذري در شب هاي ]…] خواهد شد !
1- پشم بيشتر و بيشتر نقش بزرگي در اعتلاي شما و افزايش درآمد ما  بازي مي كند سعي كنيد روزي يك ساعتان پشمتان را بكشيد تا دراز تر شود . لطفا از دست زدن به اقداماتي كه موجب كنده شدن پشم يا كوتاه شدن آن به هر نحوي مي گردد خودداري نماييد .پشم ها هر سه ماه يك بار توسط ما كوتاه مي شود لطفا بر طبق برنامه سر ساعت براي چيدن پشم مراجعه نماييد.
2- هر چقدر فكر كرديم براي پنهان نمودن اجزاي نامحرم و بد گوسفندان ماده فكري به ذهنمان نرسيد . و چون همه پولمان را خرج تهيه آش نذري كرده ايم و پول نداريم دو تا آغل جداگانه واسه نرا و ماده ها بزنيم عجالتا تقاضا مي شود گوسفندان مونث به هنگام ورود به آغل صدايي از خود خارج نمايند كه سايرين متوجه ورود شده و از نگاه هاي هوس آلود بپرهيزند .
3-  از گوسفندان عزيز تقاضا مي شود كه در هنگام بع بع كردن از هر گونه كشيدن صدا كه خداي نكرده بوي غنا از آن به مشام رسد خودداري نمايند 
4- چون ما پدرخوانده شما هستيم و خيلي دوستتون داريم ، هر كاري دلمون بخواد براي اون دنياي شما انجام خواهيم داد . لطفا زياد بع بع نكن برو كنار بزار باد بياد !


دكتر محمد خاتمی : که پس از پایان دوران ریاست جمهوری به پاس خدماتش به دولت جمهوری اسلامی سفیر ایران تو یه کشور خوش آب و هوای اروپایی شده و  درباره تفاوت های نژاد ایرانی و اروپایی و انواعهم و اطعمهم تحقیق می کند . چند روزیه که دلش بد جوری هوس یه سخنرانی کرده پس گوسفندا رو برای یه سخنرانی جمع می کنه :
با سلام بر شما جمع فداکار ( گوسفندا : بع ) شما در تاریخ نقش بخصوصی بازی کرده اید و من با این که همین چند لحظه پیش توسط مشاورم از سوابق درخشان خطه گهرپرور شما اطلاع حاصل کردم ولی می دونم که در تمام دنیا دهات شما را به عنوان مرکز دنیا می شناسند ( گوسفندا : بععع) همه ما قصه گوسفند فداکار و گوسفند قندی و سرنردپیتیگوسفند رو بلدیم ( گوسفندا با این که تا حالا همچین داستان هایی رو نشندیدن ولی با هیجان بع بع می کنن ) ولی اجازه بدین در این جمع برای اولین بار بگم که چه فشار هایی بر دولت من بود . آن ها که در مخالفت با بع بع کردن گوسفندان چوب توی چرخمان کردند . ( در این زمان گوسفندها از سر و کول یکدیگر بالا می روند و صدای متحد و پر افتخار بع بع همه جا را پر کرده است ) آقایان اجازه ندهید از این جمع پر شور و آزادی خواهانه ما سوء استفاده شود خواهش می کنم این طوری بع بع نکنید . یه بع بعد یه ثانیه سکوت بعد دوباره یه بع . ( گوسفندا یه دو دقیقه ای رعایت می کنن ولی بعد دوباره جو گیر می شن )  . و بگویم که چه آن ها که چیدن پشم را مانع بع بع کردن می دانند و چه آن ها که بع بع کردن را در تضاد با چیدن پشم می دانند هر دو در اشتباهند. چرا ؟ .( چراش رو دیگه نمی شه بنویسی ولی جهت راهنمایی من همیشه خاتمی رو با شاه تهماسب صفوی مقایسه می کنم ) به هر حال دیگه وقت نیست که بیشتر از این ، از آن ها که با اقدامات خود نگذاشتند اقدامات اصلاحی ما به نتیجه برسد بگویم ولی همین جا به همه شما قول می دهم که به زودی در سخنرانی دیگری پرده از تمام اقدامات سرکوبگرانه و پشت پرده آن ها بردارم . ( گوسفندا رو دو پا بلند شدن و دارن حرکت موزون می کنن و یه صدا می گن بع بع بعععععع )
در پایان مراسم سرود گوسفند در دبستان پخش می شود و پشم گوسفندان نیز در هنگام خروج از سالن سخنرانی چیده می شود .

دکتر ابراهیم یزدی : دکتر ابراهیم یزدی هم  25 سال است به شغل شریف سخنرانی بر علیه جمهوری اسلامی مشغول است ولی متاسفانه با تمام سعی و تلاشش ، تا به حال یک روز هم در زندان نبوده . به هر حال آقای یزدی هم کاری به جز سخنرانی بلد نیست :
سلام گوسفندان عزيز ، من خيلي به دمكراسي معتقدم در نتيجه از خودتون سوال مي كنم كه دلتون مي خواد پشمتون چيده بشه يا گوشتتون رو بفروشيم ؟ هر كي موافقه بگه بع . دلتون مي خواد پشمتون چيده بشه ؟ (  گوسفندا : بععع )  دلتون مي خواد گوشتتون فروخته بشه ؟ ( گوسفندا : بععع ) !! عزيزان هر دو تا كه نمي شه يه بار ديگه مي پرسم : دلتون مي خواد پشمتون چيده بشه ؟ (گوسفندا : بععع) دلتون مي خواد گوشتتون فروخته شه ؟(گوسفندا : بععع) و چون جناب دكتر متوجه نيست كه دمكراسي براي گوسفندا طراحي نشده و احتمالا گوسفندا به جز بع بع كار ديگه اي بلد نيستند اين كار رو n سال ديگه ادامه مي ده .
n سال بعد دكتر ابراهيم يزدي در مصاحبه با بي بي سي : به هر حال در سيستم نقص هايي وجود دارد كه قابل كتمان هم نيست ولي پيشرفت هايي هم داشته ايم . به عنوان مثال من همين امروز متوجه شدم كه مابين بع پس از گفتن فروش گوشت با بع پس از فروش پشم تفاوت هاي جزيي به وجود آمده كه همين اميد به آيِنده را در ما زنده نگاه مي دارد . 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1384ساعت 18:17  توسط م . الف . پ  | 

چگونه کشور ها در امور صلح آمیز هسته ای پیشرفت می کنند ؟

آمریکا : طی یک توطئه پیچیده صهیونیستی ؛ دست اسراییل ( که البته هنوز دنیا نیومده بود ) از سوراخ آستین انشتین بیرون آمد . لعنت خلق مسلمان بر او باد .

اسراییل : ما قوم برتریم ! همه پول دنیا تو دست ماست ! همه ثروتمندای دنیا اگه عرب نباشن یهودین ! خلاصه می تونیم ! هر کی مخالفه بره تو کشورش راه پیمایی راه بندازه مشت بزنه تو دهن من !

شوروی : ما جاسوس داریم پس هستیم . ابتدا یک دختر خانم خوشگل آموزش داده می شود . بعد بطور کاملا اتفاقی ماشین دختر خانوم با ماشین دانشمند اتمی آمریکا تو واشینگتن تصادف می کند و این مقدمه ای می شود بر یک عشق شیرین ! خانم آقا رو به اتاق خوابش دعوت می کنه و چون هیچ کدومشون مسلمون نیستن با هم کارای بدبد می کنن . بعد دختر خانم که اتاقش رو با انواع اقسام دوربین و میکروفون مخفی تزیین کرده به آقا می گه :

- عزیزم , هیچ می دونستی فردا جشن تولدمه ؟

- آخ دور جشن تولدت گشتم ! دلت چی می خواد واست بگیرم ؟

- نقشه بمب اتمی بعد به سبک سوپر من یه کارت شناسایی از جیبش در میاره . . . . و در ضمن من سرهنگ آندروکوموپولوتاخوف هستم از KGB و اگه این کارو نکنی چند تا فیلم خوشگل دارم که هدیشون می کنم به خانومت . بعد چون آقای دانشمند از زنش خیلی می ترسه همه اون کارا رو انجام می ده .

ایران : ما سیاستمون و همه جامون شفافه و سیاست ساخت تجهیزات صلح آمیز ! هسته ای در روز روشن [...] و جلوی چشم همه رو دنبال می کنیم . همه قطعات هسته ای و موشک های مورد نیاز را می سازیم ولی به جون مامانم اینا قول می دیم [...] و به هم وصلشون نکنیم .

پاکستان : درسته که مساحت ما یک هشتم هند هم نیست ولی عوضش تو هر 30 سانت مربعمون 67 نفر زندگی می کنن و همشون هم [...] ان . پس منم می خوام .

هند : پس منم می خوام !

چین : منم داشتم ولی بازم می خوام !

جمهوی مسیحی مشترک المنافع مستقل گینه بیساائو : منم اگه یه روزی جون گرفتم می خوام .

آلمان : ما همه قطعات و موشک ها رو داریم ولی چون احتمالا زندگی از مرگ بهتره قول می دیم به هم نچسبونیمشون !

سوال : چرا کسی کاری به کار کشور هایی مثل آلمان و ژاپن نداره ؟

جواب : چون اولا عامل اسراییلن و ثانیا به صورت مستعمره های آمریکا و انگلیس اداره می شوند ولی ما مستقلیم !!؟؟؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم مرداد 1384ساعت 0:23  توسط م . الف . پ  | 

اگهی

با توجه به اين كه جناب آقاي محمود احمدي ن‍ژاد رييس جمهور بسيار محبوب ايران ! جهت نظارت و كنترل بيشتر بر اوضاع  زحمت سرپرستي وزارت اطلاعات را  علاوه بر زحمت رييس جمهوري كردن تقبل نموده اند ، موارد زير به فروش مي رسد يا به صورت اجاره 4 ساله واگذار مي گردد :

1-     سوراخ به ابعاد نيم در نيم متر ويژه اعضاي سابق انجمن هاي اسلامي ،‌روزنامه نگاران و ساير دوم خردادي ها واقع در خوش آب و ها ترين ارتفاعات 4500 متري اورست .

2-     پشم مصنوعی با کیفیت هنکل آلمان و گواهینامه iso-9002  تضميني . مقاوم در برابر كشش حتي تا خيلي (‌ ميگم واحد كشش چيه ؟ ) در ابعاد مختلف يك وجب ،‌ سه وجب و نيم و يك ذرع و سه متر مکعب .

3-     تعداد معدودي موتور پرشي مربوط به عهد بوق كه آثار تير و تفنگ روي آن هنوز پاك نشده به صورت توافقي به فروش مي رسد .  

                     آگهي

اگر چون  تا كنون نماز با فشار نخوانده ايد و بر پيشانيتان اثر مهري چيزي مشاهده نمي شود ،‌ اگر علاقه داريد آثار يك تركش بيست متري بر صورتتان به وضوح قابل مشاهده باشد ، اگر اخم هايتان به قدر كافي در هم نيست  اصلا نگران نباشيد ! پروفسور پلاستيكيان  جراح و فوق تخصص نازيبايي پلاستيكي از دانشگاه فوق تخصص هاروارد كابل در خدمت شماست .

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم مرداد 1384ساعت 8:12  توسط م . الف . پ  | 

فکر بکر

با توجه به اين كه يكي از مشكلات بزرگ مملكت كمبود بازديد كنندگان و نظردهندگان اين وبلاگ مي باشد و اين مسئله پيچيده و غامض را يكي از بازديد كنندگان تو بخش نظر ها اعلام نموده اند ، ما هم پس از ساعاتي فكر به نتايج زير براي حل اين بحران رسيديم :‌

1-     مستقيما شروع كنيم به فحش دادن به كس كار بعضي ها ، ولي چون جونمون رو دوست داريم چندان راه حل خوبي به نظر نمي رسد .

2-     بريم تو وبلاگ بقيه اون قدر نظر بديم كه خجالت بكشن و بيان يه بارم اونا نظر بدن ! ولي به علت اين كه نصف وقت اين جانب تو اينترنت با سر و كله زدن با فيلتر مخابرات جمهوري اسلامي مي گذره (‌فكر بد نكنين !‌ واسه سايتاي خبري فيلتر شده زور مي زنم ) اون قد وقت ندارم .

3-     اين وبلاگ رو تبديل به وبلاگ سكسي كنم ! و از خاطرات سكس هاي ارسالي خوانندگان  با فاطمه  و مرضیه و قنبر ! استفاده كنم ! ولي چون عكسم بالاي اين وبلاگه ، اين راه حل هم زياد مثمر ثمر به نظر نمي رسد .

خلاصه بعد از كلي فكر كردن راه حل زير براي افزايش بازديدكنندگان از طريق موتور هاي جستجو به ذهنم رسيد ! احتمالا بازديد كننده هاي وبلاگ من از امروز هي زياد تر و زياد تر خواهند شد ! و خدمت اونايي كه از راه سرچ هاي بدبد به اين جا ميان عرض كنم كه عزيزان !‌ به راه راست هدايت شويد ! به جاي اين كارا برين زن بگيرين و از اين حرفا !

" با سلام خدمت شما . در اين وبلاگ در مورد خاطرات سكسي و داستان سكسي و آموزش سكس به هفتاد و هفت صورت و  همچنين روابط عاشقانه داغ بين دختر خاله و پسر عمه و همچنين عكس هاي  دختران ايراني داغ و دوربين مخفي  و همچنين هر چي كه فكرشو بكنين صحبت نمي كنم !‌ لطفا وقتتون رو تلف نكنين . در ضمن متشكرم كه در گوگل روي لينك من كليك كردين  !!!                                          

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم تیر 1384ساعت 0:15  توسط م . الف . پ  | 

احمدی نژاد

عجب دو هفته سخت و طاقت فرسایی بود . اول که قرار نبود رای بدیم یا واسه کسی تبلیغ کنیم . ولی بعد سفر دکتر ابراهیم یزدی بود به شیراز و ما دیدیم که معین اون قدرام بی بخار نیست و کلی شبنامه و روز نامه پخش کردیم که هیچ افاقه نکرد . حالا این جاش زیاد سخت نبود . سختیش این جا بود که حالا باید واسه کسی تبلیغ می کردیم که . . . حالا اینم زیاد بد نبود . بدترین فاجعه زمانی اتفاق افتاد که اون آقایی که تحت تعقیب پلیس بین الملل هستن و چه چه که همه می دونیم چیه تا یه ماه دیگه میشه رییس جمهور ایران  به هر حال دو سه روز از شوک این سونامی عظیم و کمی هم ترس از آینده حال هیچ چیزی نداشتم ولی حالا کی بینم که زیاد هم بد نشده . اصولا تنها کسی که می تونه همه رو راضی نگه داره همین احمدی نژاده و بس . چرا ؟ زیرا تمام گروه های زیر را راضی نگه میداره:

بسیجی ها : یه هفت هشت سالی بود که تو کف راه بندون درست کردن و گرفتن دختر پسرا مونده بودن که به آررزوشون می رسن .

تند رو های سوپر رادیکال اسلامی : احتمالا احمدی نژاد کل دنیای اسلام رو متحد می کنه بعد به آمریکا حمله می کنه بعد کل دنیا مسلمون میشن .

فقیر مقیرا : احمدی نژاد تمام کارخونه های دولتی رو میفروشه و با پولشون میره آش نذری درست می کنه میده فقیرا تا نمیرن .

جبهه دمکراسی خواهی و حقوق بشر : اگه اینا پیروز می شدن تمام وقتشون به جر و بحث با شورای نگهبان و مجلس میگذشت ولی حالا وقت دارن که متحد بشن و اگه دفعه بعدی بود و تو انتخابات تونستن شرکت کنن . این بار مثل خاتمی بزدلانه از صحنه کنار نمی رن .

مشروطه خواهان : چون آقای احمدی نژاد یه کم تند رو می باشند و  احتمالا آمریکا به ایران حمله می کنه اونا می تونن شبا واسه خودشون دعا کنن که دوباره برگردن حکومت .

کمونیستا : اقای احمدی نژاد فرموده اند که من اقتصاد اسلامی را اجرا می کنم و چون ما چیزی به اسم اقتصاد اسلامی نداریم احتمالا منظور ایشان نوعی اقتصاد سوسیالیستی می باشد در نتیجه این گروه هم تا حدی راضی خواهند شد .

آمریکا : که احتمالا بهونه خیلی خوبی گیرش اومده که به ایران حمله کنه .

جمهوری اسلامی : که مردم همین جوری میان رای می دن و رژیم هم می تونه تو مجامع بین المللی ادعا کنه که من مشروعیت دارم و از اروپایی ها امتیاز بگیره .

و خلاصه به هر گروه و شخصی که فکر کنید از انتحاب آقای احمدی نژاد راضیه . به شرطی که تا چند سال دیگه زنده بمونه . ولی از شوخی گذشته به نظر من  اگر ما به دمکراسی اعتقاد داریم باید به نتیجه آن احترام بگذاریم . هر چند مطابق سلیقه ما نباشد . پیروزی آقای احمدی نژاد بر ایشان و طرفدارانشان مبارک باد . انشاء الله که ایشان تا آخر به قوائد دمکراسی پایبند بمانند . الهی آمین .

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم تیر 1384ساعت 19:4  توسط م . الف . پ  | 

http://hadid-group.blogspot.com/

امروز رفتم يه سري به وبلاگ رويو بزنم . كلي حالم گرفته شد از بس از انحراف ها و مشكلات نسل فرسوده امروز ايران توش نوشته بود . تو وبلاگ يه وبلاگم معرفي شده بود به اسم گروه به اصطلاح هكر حديد ؟؟!! http://hadid-group.blogspot.com/ كه مثلا سايت هاي بد بد رو هك مي كنن . پس لازم و واجب و مستحب شد كه يه كم وقت واسشون تلف كنم . نوشته زير تقديم به برادران حديد . ولي اول يه كم جدي : عزيز من ، يه كم دور و برت رو نگاه كن . از اون شعار و ورد هايي كه مغزت رو پر كرده بزن بيرون ببين كه علت به قول تو فساد موجود در جامعه ما چهار تا وبلاگ باز به قول تو سكسي نويس و ضد رژيم نويسن ؟ نه عزيز من . مشكل درست روبروته !!! جمعش كن بندازش بيرون !!!!
<<<<شما يك جوان هستيد و به فضل 25 سال جانفشاني هاي مسئولين به شغل بيكاري مشغول !! و چون به سن بلوغ رسيده ايد احساس مي كنيد كه به يك عدد زن نياز فوري داريد ولي نه پول داريد نه قيافه و نه بلديد دو كلمه درست و حسابي صحبت كنيد . پس تنها يك راه براي شما باقي مي ماند : يه جوري مشهور بشين . راه هاي زير به ذهن شما مي رسد :
1- برين جورج بوش را ترور كنيد . ولي بعد از كمي فكر به اين نتيجه مي رسيد كه اگه همه گاو و گوسفنداي باباتون رو هم بفروشين ، پول بليط هواپيماتون جور نمي شه .
2- يه بمب به خودتون ببندين و برين تو يه جاي شلوغي كه آدماش به نظر مياد بد باشن خودتون رو بتركونين . اين راه بدي نيست ولي حيف كه همه امتيازاش به داداشا و خواهرا و فك و فاميل مي رسه .
3- دو سال پشت سر هم پشمتون رو نزنين تا قيافتون شبيه به قيافه اجداد چند هزار سال پيشتون بشه و بعد يه سه تار بگيرين دستتون و برين وسط ميدون دلنگ دولونگ راه بندازين . ( اين راه هم به علت اين كه مجبورين دو سال حموم نرين و در نتيجه نمي تونين برين تو خيابون و عشق و حال منتفي اعلام مي گردد )
4- وبلاگ بنويسين ، ولي وقتي واسه نوشتن دو كلمه تا اعماق وجودتون زور مي زنيد ، هر اتفاقي ميفته الا نوشته شدن اون دو كلمه .
و در نتيجه شما نااميد از يافتن راه حلي براي مشهور شدن راهي خيابان مي شويد تا به شغل شريف هر روزتان بپردازيد . در خيابان به عباس پسر همسايتون برمي خورين .
عباس : مهدي . . . فهميدي چي شده ؟
شما : نه ؟! چي شده ؟
عباس : يه كافي نت سر چار را واز شده .
شما : پس بزن بريم !!!! و سريع هندل موتور رو مي زنين و دو سوت بعد تو كافي نت هستيد . تو كافي نت مشاهده مي كنين كه يه مشت بيكار مثل خودتون زل زدن به مونيتور و دارن چت مي كنن ( و نعوذ بالله همشون هم با جنس مخالف ) شما هم اول يه كم غيرتي مي شين ( واسه اين كه چرا شما جاي اونا نيستين ) ولي بعد به سرتون مي زنه كه رو همه كامپيوتر هاي كافي نت برنامه جاسوس نصب كنيد . و بعد متوجه مي شين كه بعضي ها از كافي نت براي آپ لود كردن وبلاگشون استفاده مي كنن . از اين جا اولين جرقه هاي تشكيل گروه هكري هديد در مغز شما شكل مي گيرد . مباركه !!!! فقط يه نكته : عزيزم اون عكسي كه ازش خوشت اومده زدي بالاي وبلاگت ، احتمالا "مجسمه آزاديه تو آمريكا " و باز احتمالا شما با هيچ كدوم از كلمات داخل كوتيشن ( چند كلمه قبل رو مشاهده فرماييد ) ميونه اي ندارين و باز احتمالا اگه كسي دو تا كتاب و روزنامه خونده باشه و بعد بياد تو وبلاگتون از دكور نامرتب اون خندش مي گيره . لطفا يا موضوع وبلاگتون رو عوض كنين يا مجسمه رو بردارين !!!
و چند نصيحت براي بيشتر مشهور شدن :
1- بالاي وبلاگ بنويسين من فارغ التحصيل رشته كامپيوتر MIT دانشگاه فنسيل وانيا واقع در مركز نيويورك هستم و وبلاگ هايي كه هك كرده ام شمه اي از توانايي هاي من در علوم كامپيوتر ( نصب برنامه جاسوس تو كافي نت ) بوده پس لطفا يكي منو استخدام كنه !
2- تو گوگل سرچ كنيد لئوناردو ديكاپريو و تو حاصل سرچ خوشگل ترين عكسي كه اومد رو بزنين تو وبلگتون و زيرش هم ميلتون رو بزنين .
3- اگه تو اون كافي نتي كه برنامه جاسوس نصب كردين ديگه كسي وبلاگ آپ ديت نكرد اشكال نداره ، خودتون يه وبلاگ بسازين ، دو تا عكس بزارين توش و بعد هكش كنين !!!! آدرسش رو هم بزارين تو وبلاگتون درس عبرت بشه واسه سايرين !
4- موفق باشيد .

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم فروردین 1384ساعت 1:28  توسط م . الف . پ  | 

ترشی لیته به اضافه سس گیتار

دلم خوشه !!! كسي مشكلي داره ؟ يه اتفاقايي داره ميفته كه نمي شه به كسي بگي !!!

قبل از اين كه به باقي عرايضمون برسيم خدمت آقا مهدي عرض كنم كه عزيزم گيتار رو نمي زنن ، دردش مياد ! گيتار رو مي نوازن ! و حالا عرايضمون :

فرض مي كنيم شما يك عدد دوست دختر خوشگل ناز نازي دارين ( و البته اصلا در فكر كاراي بدبد نيستين و از حدود شرعي خارج نمي شويد ) . حالا يه مشكل كوچولو هست و اون اينه كه تو برازجون كه از يه خيابون و سه كوچه تشكيل شده كجا برين همديگه رو ببينين كه كسي شما رو نبينه و علم شنگه راه نيفته . فلكه شهيد گنجي ؟ پارك ؟ قبرستون ؟ همين جور تو كوچه ها تاب بخورين ؟ . . . .

يه جايي هم من تازه كشف كرده ام . تو عيد با پويان رفته بوديم دژ آثار باستاني برازجون رو نشونش بدم ديدم يه جفت پسر و  دختر به هم چسبيده  رو يكي از برج ها نشسته اند و دارن مردمي رو كه از پايين رد مي شن نگاه مي كنن . با اجازشون  از پشت ازشون عكس گرفتم . خلاصه از ما گذشته ولي شما برين . بايد خيلي باحال باشه . عكشون رو هم به اضافه يه دونه عكس خودم و پويان تو سايت گذاشتم . براي ديدنشون رو لينك پايين كليك كنيد .

 مکان!!!

من و پویان

و حالا چون آقا مهدي گويا گيتار مي زنن . يه كم گيتار رو معرفي مي كنيم :

گيتار : سازي است ايراني كه مبداء آن به گفته سيمين دانشور به جنوب غرب ايران باز مي گردد .

در ايران :

رژيم منحوس پهلوي : چون در رژيم قبلي اصلا آزادي نداشتيم و هيچ كي جرات هيچ كاري رو نداشت ، در نتيجه مردم خيلي غمگين بودند و هميشه از خدا آرزو مي كردند يكي بياد نجاتشون بده . خلاصه از فرط ناراحتي گيتار و بقيه سازها خيلي طرفدار داشت و مردم براي اين كه خودشون رو تخليه كنن هي پشت سر هم ساز مينواختند . ولي به خاطر اين كه كسي نفهمه و بازداشت نشن الكي مي خنديدند و مي رقصيدند .

جمهوري اسلامي قبل از دوم خرداد : چون گويا آمار بهشتيان به شدت پايين آمده بود در نتيجه براي پر كردن سوييت هاي بهشت قرار بر اين مي شه كه همه مردم رو زوري بفرستن بهشت . اونايي هم كه به بهشتي بودنشون شك بود زود تر راحت كردن كه گناه كمتري مرتكب بشن . مردم هم كلي كار داشتن ، كارايي مثل جنگ ، ايستادن تو صف كوپن و . . . و وقتي براي گيتار باقي نموند .

جمهوري اسلامي پس از دوم خرداد : بعد از 18 19 سال گويا عده اي متوجه شدند كه متاسفانه اونايي كه انقلاب كرده اند اصول تنظيم خانواده را رعايت نكرده اند و بچه دار شده اند . و متاسفانه  اين بچه ها بزرگ شده اند و باز متاسفانه تحت تاثير بوق هاي استكبار و آمريكاي شيطان بزرگ نامرد جهان خوار […]  كه همه مردمش حروم زاده اند اصلا نمي فهمند كه راه راست كدوم وره  و اصول انقلابي كه تا آخر دنيا لاتغير خواهد ماند يعني چه ! خلاصه يه آدم كه اولاش آدم بدي بود ولي بعدا خوب شد (ممد بلوف خودمون رو مي گه ) اين جنگولك بازي ها رو آزاد كرد . مگه ما مرده باشيم كه بزاريم ! دسته گيتار رو طوري مي كنيم تو حلق گيتاريست ها كه از تو نافشون در بياد .

جمهوري اسلامي بعد از پايان دوم خرداد : هميشه بايد مردم به چيزي مشغول باشن تا به فكر چيز ديگه اي نيفتن حالا كه اون روزا كه مردم به چيزايي مشغول بودن گذشته داداش همه چي آزاده ! هر كاري و چيزي دلتون خواست بكنين فقط به فكر چيز ديگه اي نيفتين . تازه ببينين ما چقدر خوبيم . بنزين رو هم كه گيرون نكرديم . پس به ما راي بدين .

+ نوشته شده در  جمعه نوزدهم فروردین 1384ساعت 0:37  توسط م . الف . پ  | 

برین پراید بخرین

حمله آمريكا هم كم كم داره نزديك مي شه .و منم براي تمرين عمليات انتحاري ماشين رو تو چاهكوتاه  كوبيدم  به يه ستون بتوني و اونو خورد كردم . البته در اين عمليات استشهادي نصف سمت راست پرايد هم له شد ولي خوشبختانه اسفند هفته قبلي موثر افتاد و خودم هيچ چيزيم نشد !  . ( اگه برين چاه كوتاه و دور منطقه استحفاظي كه با خارسيم از بقيه مناطق اطراف جدا شده بگرديد متوجه مي شين كه يكي از ستون هاي نگهدارنده سيم خاردار ها پودر شده ! اون شاهكار منه ! حالا اين كه من اون جا چيكار مي كردم بماند ) . خلاصه آمريكا بداند ، اسراييل بداند كه ما آماده ايم ! فقط بنده از دولت جمهوري اسلامي تقاضا دارم كه چهارصد پونصد هزار تومن هزينه اين مانوراستشهادي رو به  اين كوچك سرباز هميشه در صحنه پرداخت نمايد ! 

چند سوال :

1-     به نظر شما چطور ميشود افزايش جمعيت رو بهتر كنترل كرد ؟

الف ) بريم دوباره با عراق جنگ كنيم .

ب) به رژيم نامشروع اسراييل حمله كنيم .

پ) تو انتخابات به اونا راي بديم .

ج) به هر جوون ايروني يه پرايد بديم

جواب ) گزينه جيم صحيح مي باشد .

2-     ماشين هايي كه در ايران توليد مي شند چگونه باعث كنترل جمعيت مي شند ؟
الف ) پيكان : هر چي به گازش فشار مياري راه نميره بعد از دو ساعت از زندگي سير ميشي و خودت رو از اولين دره ميندازي پايين .
ب) سمند : دو كيلومتر كه باش حركت مي كني سپرش ميفته پايين دو كيلومتر ديگه كامپيوترش به علت گرماي هوا قاطي مي كنه و سيستم ها جواب نميدن . دو كيلومتر ديگه سيستم ترمز از كار ميفته و دو كيلومتر ديگه شما در جهنم تشريف دارين !
ج) پرايد : پس از سال ها تحقيقات اين ماشين توسط مهندسين وطني بهينه شده به طوري كه اگه يه كم وزنتون زياد باشه ( مثلا آقاي صغيري! ) و به ماشين تكيه بدين حتما بدنه ميره تو . طرز كار اين ماشين بسيار ساده است كافيه كه تو چاكوتا باشين و بزنين به يه ستون ، مهم نيست چه سرعتي داشته باشين .  مهم اينه كه طول ماشين به نصف تقليل ميابد و احتمالا شما به ديار باقي خواهيد شتافت .
د) پژو 206 : بعد از اين كه كمي سوار اين ماشين شدين احساس مي كنين كه به همه آرزوهاتون رسيدين بعدش چون ديگه آرزويي ندارين دچار بي اعتقادي و پوچ گرايي مي شويد و بعد خودكشي مي كنيد .
جواب : تمام جواب هاي فوق صحيح مي باشد .

3-     به نظر شما فرق خر با پرايد چيه ؟

الف ) اگر با سوار بر خر تصادف كنين حداكثر بيست هزار تومن ضرر مي كنين اگه سوار بر پرايد تصادف كنين حداقل پونصد هزار تومن .
ب) خر نماد جمهوري خواهان آمريكا مي باشد پرايد نماد ماشين بهينه شده توسط مهندسين وطني
ج) تفاوتي ندارند
جواب : گزينه ج صحيح مي باشد .

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم فروردین 1384ساعت 23:36  توسط م . الف . پ  | 

روز جهانی زن

شانس كه نباشه اين جوري ميشه ! رفته بوديم خبر مرگمون واسه مغازه خريد كنيم . پامون رو كه شيراز گذاشتيم ديديم كه ب . . . له روز جهاني نسوان عزيزه و انجمن اسلامي دانشگاه هم كه ما متاسفانه عضو شوراي مركزيش هستيم  ( يعني بوديم ) سرش درد مي كنه واسه اين كه يه مراسمي بگيره كه توش دو تا آدم بيان و دو تا فحش به نمي دونم كي بدن . خلاصه دست ما تو حنا گير كرد و ما هم كه چقدر به جنس لطيف علاقه داريم مجبور شديم دو روز شبانه روز جون بكنيم تا "ترانه آزادي" كه بنده سردبيرش هستم و ويژه نامه روز جهاني زن ( كه اونو هم به سفارش كانون زنان پارس چاپ كردند بچه ها ) از پرده بيرون افتند ! ( آدرس اينترنتي شون رو بعدا مي ذارم برين بيبينين ) . ولي مراسم ديگه خیلی با حال بود : سالن بزرگي رو در نظر بگيرين پر از صندلي خالي كه در بعضي گوشه هاي اون چند تا آدم بيكار ( دانشجويان آگاه ) نشستن و دارن خميازه مي كشن و خانم راكعي ( نماينده سابق مجلس ) كه دارن اون بالا گل واژه تلاوت مي كنن . ( تا كور شه هر كي نمي تونه جوانان آزادي خواه اين مملكت رو ببينه!! ) خداوكيلي من كه هر چي زور زدم نتونستم بفهمم هدف خانم راكعي از اين همه بلوف و دروغ گفتن چيه ؟ شايد ايشون هم قصد كانديد شدن در اتنخابات رياست جمهوري رو دارن . ( ياد ممد بلوف بخير ) مثلا در فرازي از بياناتشون فرمودند : من از دست مردم آزادي خواه ايران گله مندم كه چرا زماني كه ما در مجلس بوديم از ما حمايت نكردند . ما همه وجودمون رو براي اصلاحات گذاشتيم ولي زماني كه از مجلس بيرون آمديم ما را متهم به كم كاري و مدارا كردند .

سوال جدي : البته شما بسيار ايثارگريد و حتي زماني كه رد صلاحيت شدين و كم كم بايد از مجلس خداحافظي مي كردين تحصن هم كردين ! ولي مي تونم بپرسم زماني كه . . . . زماني كه . . . زماني كه . . . ( جا خالي ها رو به علت اين كه عكسم بالاي اين صفحه است پر نمي كنم خودتون پرش كنين) شما كدوم گوري تشريف داشتين و تمام وجودتون ! رو صرف كدوم اصلاحات مي كردين ؟

مراسم نكات گفتني زياد داشت كه حال ندارم بنويسم . اميدوارم كه دفعه بعدي كه ميام شيراز انجمن اسلامي ( تحكيم وحشت )  منفجر شده باشه . آخه آدم چقد بايد واسه كاري كه اعتقادي به اصالت و فايده اش نداره كار كنه؟ ( شوخي نمي كنم . به قول نمي دونم كي : خلايق هر چي لايق ! به زور كه نمي شه تو كله اين مردم چيز ميز فرو كرد )

خريدم واسه مغازه كردم خدا بخواد هفته آينده افتتاح مي كنيم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم اسفند 1383ساعت 23:30  توسط م . الف . پ  | 

بی عنوان

اين دل گرفتن ها هم احتمالا يه جور بيماري ويروسيه ! اگه دقت كرده باشين يه وقت هايي كه دلتون گرفته انگار دل دنيا گرفته . امروز هم از اون روزهاست . همه جا عطر زرد پاييز رو ميده  ، وبلاگ هاي بلاگر هاي بوشهري رو هم كه مرور مي كردم ( اونايي كه تو اين دو سه روز آپ ديت كرده بودند ) تقريبا همشون غمگين نوشته بودن .  احتمالا اين دو سه روز دل دنيا گرفته !

 شعر : ببار اي ابر . . . . ببار اي ابر سنگين بر مزارم . . . .

ولي زياد غصه نخورين كه غصه موجب نقصان عقل و كاستي قلب مي گردد .   جاش قسمت چهارم طريق التصوف من النمي دونم چي چي رو بخونين و بي خيال !

 

اميدوارم از زير دست و پاي سر آنگول عزيزتون به سلامت بيرون اومده باشين ، اگه اين مرحله رو پشت سر گذاشتين بقيش آسون تره ولي به هر حال بهتره كه آبجكت هاي و سابجكت هاي دانشگاه رو هم بشناسين . از اساتيد عزيز شروع مي كنيم :

استاد :

تعريف : موجودي دو پا و بي مغز . جزو منفور ترين اشياء دانشگاه به حساب مي آيد . عقده اي . احتمالا در زمان دانشجويي جزو خربزن هاي كلاس بوده  . ( البته چون ما استاد خوب هم داريم و بالاخره گذر پوست به دباغي ميفته و كوه به كوه نمي رسه ، آدم به آدم ميرسه ،  ديگه بد اين موجودات نازنين رو نمي گم . خودتون اومدين ، مي فهمين !)

تقسيم بندي : اين موجودات به چهار رسته اصلي تقسيم ميشوند : 1- اساتيدي كه خوب درس مي دن و سخت امتحان مي گيرن ، دردسر اين استاد ها زياده چون بايد هميشه سر وقت بري كلاس ، درس بخوني ، نمره هم كمك نمي كنن  2- اساتيدي كه خوب درس مي دن و گلابي امتحان ميگيرن ، كه البته تقريبا نسل اين گونه منقرض شده و من كه مشاهده نكردم . 3- اساتيدي كه گلابي درس مي دن و افتضاح امتحان مي گيرن ، معلوم نيست مدركشونو از كدوم قبرستوني گرفتن كه جز اون جزوه اي كه دستشونه هيچ چيز ديگه اي بلد نيستند و به اين دليل سعي ميكنن اون قدر كلاسشون خشك باشه كه كسي جرات سوال پرسيدن نداشته باشه .  معمولا يه كتاب مربوط به عصر حجر هم يه جايي قايم كردن و سوالاي امتحان رو كه به عقل جن هم نمي رسه از اون در ميارن 4- اساتيدي كه گلابي درس مي دن گلابي هم امتحان ميگيرن . عشق من ! سعي كنين تا اون جا كه ممكنه با اين عزيزان كلاس بگيرين كه دانشگاه محل گرفتن نمره و پاس كزدن است و لاغير .

قصه : شما چهار ماه طاقت فرساي ترم را به شدت مشغول بوده ايد . مشغول متر كردن خيابان هاي اطراف دانشگاه . برگزاري مراسمات فرهنگي و انواع اردو هاي زيارتي سياحتي با قشر مونث دانشجو  و ساير فعاليت هاي دانشجويي . ولي بالاخره زمان امتحانا رسيده و حالا وقتشه كه استاد جواب محبت ها و متلك هايي كه سر كلاس بش مينداختين رو بده . شما هم كه احتمالا تا حالا فقط جلد كتاب را در دست يكي از هم ترمي هاي خرخونتون ( استاد آينده ) ديده ايد و نميدونين موضوع سر چيه . اما بنا بر ضرب المثل شب دراز است و قلندر بيدار تا ساعت 12 شب قبل از امتحان هم فعاليت هاي دانشجويي خود را ادامه داده ايد . ساعت 12 كتاب را با هزار دردسر از يه جايي تهيه مي كنين و شروع مي كنين خر زدن و تا صبح به زور [….]   خر ميزنين و خر مي زنين . اما چه حاصل كه استاد عزيز از همه جا سوال مي ده الا اون جايي كه خودش درس داده يا احتمال مي ده شما اون جا رو مي خونين ! به هر حال شما  درس رو ميفتين ولي نا اميد نشين كه دوايي كه من بهتون مي دم بر هر سر كچلي دواست ! راه حل ها :1- به نزديك ترين امام زاده رفته و خود را به آن قفل كنيد . 2-سريع تغيير جنسيت بدهيد ( براي توضيحات بيشتر به www.miceljaskon.com  مراجعه كنيد ) بعد يه كم به خودتون به خودتون برسين و برين پهلو استاد بقيهش حلله ( شما تا حالا ديدين دختري تو دانشگاه درسي بيفته ؟ من كه نديدم مگه اين كه نمرش خيلي پايين وضايع باشه ) 3-  اين ديگه به توانايي شما در . . . بر مي گرده تا مي تونين . . . استاد رو بكنين . هر دروغي و راستي هم كه تونستين قاتيش كنين . شماره تلفن استاد رو پيدا كنين ببينين كي باش دوسته و . . .  شايد كه موثر افتد . نگران هيچ چي نباشين به بقيه هم بگين كه مثه يه مرد رفتم تو اتاق و تا شمشير ضامن دارم رو كشيدم استاد 10 رو داد . هيچ كي واسه دروغاتون كنتور نميندازه .  

بعد التحرير : خوب از آب در نيومد نه ؟ آخه حسش نيست . بي خيال .

 

+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم اسفند 1383ساعت 20:35  توسط م . الف . پ  | 

طریق التصوف من اراه دانشجویی اند لوازمهو - قسمت سوم

تا اون جا واستون گفتم كه شما رسيدين به دانشگاه ، محل تحصيل علم و مهد تمدن ! مامان بابا هم بعد از كلي سينه زني و عزا داري و گرفتن انواع قول هاي مختلف علي آباد كتول شمالي رو به مقصد برازجون ترك ميكنن .

 شما يه دوست هم پيدا كردين به اسم رضا . كه مثل خودتون انگار كه اومده دبيرستان : ريش و سبيل كه تازه جوونه زده . لباس هاي عيد پيش ! لهجه شيرين خرم آبادي ! و خلاصه از هفت فرسخي داد مي زنه كه شما آنگولين ( آنگول واژه ايست ايراني كه ما در دانشگاهمون به دانشجويان صفري ( يعني ترم يكي) مي گفتيم ) . دم در خوابگاه چند سرآنگول با قيافه اي خندان و شاد و بشاش به استقبال شما مي آيند . و شما را به اتاقتان راهنمايي مي كنند . ولي گول نخوريد ! سخت ترين قسمت كار همين جاست . احتمالا دو شب اول سخت ترين روزهاي زندگي شما خواهد بود :

1-     چون معمولا زندگي با تعداد كمتر دلپذير تر مينمايد ، هم اتاقي سرآنگول شما تمايل چنداني به ديدن قيافه لبريز از اشتياق شما نشان نمي دهد . بنابر اين ممكن است فردا صبح كه از خواب بلند مي شويد ، سرتان را كمي آن ورتر كنار بالشت مشاهده نماييد . يا ممكن شما را براي نيم ساعت از سقف آويزان كنند ( چرا كه به هر حال دانشجويان قديمي از ساعت ها درس خواندن خسته شده اند و احتياج به كمي تفريح دارند !) به هر حال شما به تونل وحشت وارد شده ايد . آماده هر گونه حادثه اي باشيد كه ترم بالايي ها براي دك كردن شما ترتيب مي دهند .
اگر از شانس بد شما به اتاق من مي آمديد اين وقايع در انتظار شما بود : شب اول تمام دوستان دانشجو و غير دانشجو اتاق من دعوتند تا شما فكر كنين كه اتاق هميشه اين قدر شلوغه . و تا ساعت 3 نصفه شب مشغوليم !! شما هم كه حسابي خوابتون مياد ولي نه جا هست كه بخوابين و نه سر و صدا ميذاره . احتمالا سر يه قضيه ساختگي دعوامون هم ميشه و من شما رو بيرون ميندازم كه تا صبح از هواي دلپذير چمن اطراف خوابگاه لذت ببريد ! معمولا شما همون فردا اتاقتون رو عوض مي كنيد ولي اگرنكردين فردا ماجراهاي جذاب ديگري در انتظار شما خواهد بود ! ( متاسفانه من ديگر در اتاق نيستم ولي اين وظيفه خطير رو به آنگول سابقم كه حالا ماشالله واسه خودش مردي شده !! سپرده ام و مي دونم كه اون خوب از پس انتقال تجربياتش به نسل هاي بعدي بر مياد !)

2-        ممكن است تمام هم اتاقي هاتون آنگول باشن . ( در اين حالت شما در ابتدا روزهاي بهتري را سپري ميكنيد ولي احتمالا خيلي دير از حالت آنگولي وصفري بيرون مياين و اين خيلي بده . جدا توصيه مي كنم كه سعي كنين حداقل يه هم اتاقي ترم بالايي داشته باشين كه مي تونه به شما كمك كنه دانشگاه رو سريع تر بشناسين ) . به هر حال منتظر وقايع زير باشيد ( كه همه توسط ترم بالايي ها براي اين كه حوصلتون سر نره ترتيب داده ميشه ) :

1-     ساعت يازده شب يكي در اتاقتون رو ميزنه و مي گه وقت خاموشيه لامپا خاموش . و يه ده دقيقه اي هم پشت در اتاقتون كشيك مي ده كه يه وقت لامپا روشن نشن .

2-     ساعت سه نصفه شب سه چهار نفر با قيافه اي جا افتاده و ريشو در اتاقتون رو ميزنن و بعد از اين كه شما رو حسابي از خواب بيدار كردن مي گن : برادرا پاشين نماز واجب الانجولين بخونيم !! شما هم كه به آينده شغلي خود بسيار اهميت مي دهيد . سريع پا ميشين و مي رين نماز خونه . در نماز خانه تازه متوجه مي شين كه چقدر در باره ظاهر افراد بد قضاوت كرده بودين چرا كه افرادي كه تا حالا فكر بد دربارشون مي كردين با قيافه هاي عجق وجق و مو بلند و متالي و . .. در حالي كه از سر اشتياق هر از گاهي لبخند مينند و تو گوش بغل دستي پچپچ مي كنن رو اون جا مي بينين . خلاصه شما و ساير صفري ها بيست ركعت نماز واجب الانجولين ميخونين و خواب آلود بر مي گردين به رخت خواب!
پشت پرده : شخصي به طور مخفيانه از شما فيلم ميگيرد و بعدها كلي بقيه بابت اين كارتون به شما خواهند خنديد و شما چقدر افسوس خواهيد خورد كه گول سرآنگولاتون رو خوردين .
نكته : زماني كه ما دانشگاه قبول شديم از اين مراسم خبري نبود . چرا كه سال قبل يكي از صفري ها شكايت كرده بود و پس از معرفي چند ده نفر عاملين اين جنايت به كميته انضباطي ( كه البته كميته انضباطي زماني كاري مي كنه كه متهم يه نفر باشه !) ديگر اين مراسم در خوابگاه اجرا نشد ولي ما كه اومديم فيلم هاي دو سه سال اين مراسم موجود بود كه ديديم و كلي خنديديم !

3-      احتمالا صبح كه از خواب مي شين متوجه مي شويد كه هر چي شب پيش در يخچال گذاشته بوديد ناپديد شده است و اين روند تا آن جا ادامه مي يابد كه شما ياد بگيرين هيچ آدم عاقلي چيزي تو يخچال نمي ذاره !

4-     فردا صبح كه از خواب بيدار ميشويد بر تابلوي اعلانات خوابگاه خود برگه اي را مشاهده مي كنيد كه در آن از ترم يكي هاي عزيز تقاضا شده  مبلغ چهل هزار ريال بابت هزينه شارژ خوابگاه به اتاق فلان آقاي فلان تحويل بدهيد . شما هم بلافاصله اين كار را ميكنيد . احتمالا تا آخر روز آن قدر پول جمع مي شود كه  تمام ترم بالايي هاي شما دلي از عزاي پيتزاي شما در بياورند .  

 
مراسمات و سورپريز هايي كه براي خير مقدم گويي به شما از سوي برادران ترم بالايي تدارك ديده شده بسيار است . اما من تنها به ذكر گوشه اي از آن بسنده كردم . و از ذكر بقيه آن ها به دليل حجيم شدن اين نوشتار و همچنين مسايل منكراتي خود داري مي كنم .

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم اسفند 1383ساعت 11:32  توسط م . الف . پ  | 

-------------------------

اصلا فكرشو نمي كردم اين قدر راه اندازي مغازه كار سختي باشه . اون قدر ريزه كاري و مشكلات پيش بيني نشده سر رام اومده كه حد نداره . احتمالا هفته آينده برمي گردم شيراز ، واسه چاپ نشريه ، ديدن يكي دو تا از دوستام و خريد واسه مغازه . تهران هم نرفتم دعامم تو چاه ننداختم . ولي حتما درسته ديگه ! ما كه قبولش داريم .

--------------------------

 

طريق التصوف من راه الدانشجويي " اند" لوازمهو – قسمت دوم

اميدوارم كه نصايح اين بنده حقير را مو به مو اجرا كرده باشيد ( البته ميدونم كه فكر كردين كه من دارم شوخي مي كنم و هيچ كدوم از اونا رو اجرا نكردين !)

خوب ، وقت ثبت نام رسيده و شما به انضمام مامان و بابا و عمه و خاله و عمو و ساير ايل و قبيله راهي علي آباد كتول شمالي هستيد براي ثبت نام . تا حالا هم كه پاتونو از برازجون بيرون نذاشتين و كلي كلاس ميذارين كه علي آباد مخصوصا نواحي شمالي اون  خيلي سرسبزه و چيزاي قشنگ مشنگ خيلي داره . ايلو و طايفه هم كه ول كن معامله نيستن و هي صحبت سر دختر ننه اصغر و دختر حاج اصغر برازگونيه كه مثه يه تيكه ماهن و سر به زيرن و از اين حرفا و تا دلتم بخواد بد دختراي كتول رو مي گن كه . . .

ولي شما كه اصلا تو اين باغا نيستين ! يه دفتر واسه خودتون ساختين و برنامه هر روزتون رو دقيق و حسابي تقسيم كردين . 5 ساعت واسه خواب – يه ساعت واسه غذا – يه ساعت واسه رست روم – يه ساعت هم واسه نماز سر وقت ( سر قولتون هستين ) -7 ساعت هم حداكثر ميرين سركلاس و نه ساعت هم مي مونه واسه درس خوندن . تو روياهاتون شما از مديران عمده كشور شده ايند كه چپ و راست اين ور و اون ور شرفياب ميشين و درباره چگونگي تخم گذاري مرغ ها و تاثير آن بر مديريت كلان كشور سخنراني ميكنيد . و ملت هم كف اندر دهان كه اين آقا چطور اين همه گل واژه پشت سر هم رديف ميكنه ، دارن به شما نگاه مي كنن .

خلاصه هر كي تو روياي خودشه : مامان تو فكر اين كه دختر حاج اصغر برازگوني رو واسه پسر گلش گرفته و تو عروسي داره كل ميزنه . بابا تو فكر اين كه پهلو رفقاش فيس مي ده كه : درسته كه خوم هيچ ملي نواويدم منتها اي بچيكو ري مو رفته كه اي همه و درسلش مي رسه و رشته خو خولم قول واويده ! دختر خاله هم تو فكر اين كه مگه اون چي از دختر حاجي كم داره ؟ و تو خيالاش خودشو ميبينه و شما رو . شما هم كه در حال شرفياب شدن هستين !! و پيكان قراضه هم در حال فرت و فرت كردن  و بالاخره بعد از ده دوازده ساعت به علي آباد ميرسين . . .     ( اين قصه ادامه دارد )

------

داشتم آپ ديت مي كردم كه مطلع شدم دوستي از نوشته امام زمان برداشت نادرستي كرده اند . گفتم از همين جا اعلام كنم كه من اصلا قصد توهین به کسی را نداشتم و از همین جا از همه معذرت می خواهم .

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم اسفند 1383ساعت 11:36  توسط م . الف . پ  | 

طريق التصوف من راه الدانشجويي " اند" لوازمهو - قسمت اول

در راستاي اين كه ما در حال فارغ شدن مي باشيم از تحصيل (ما كه نمي خوايم اين سنگر مقدس رو رها كنيم ، دارن فارغ التحصيلمون مي كنن ! ) ،  لازم الوجوب شد كه تجارب ارزنده خود را من باب چگونگي تحصيل در دانشگاه ، در اختيار شما تشنگاه راه تصوف و عرفان دانشجويي قرار دهم :

قبل از ورود به دانشگاه :

1-    دو سه روز بيشتر به اعلام نتايج نمانده و شما پس از چند بار تجربه كنكور ناموفق در دانشگاه تهديد مي كنيد كه در صورت ناكامي مجدد در اعتراض به فساد فراگير در سازمان سنجش وانسداد سياسي موجود در كشور خودكشي مي كنيد . ننتون  هم از همين حالا مشغول مقدمه چيني براي اعلام نتايج است و هر روز دو سه وعده مراسم سخنراني دارين كه : عزيزم ، به نظر من بهتره اصلا كنكور قبول نشي . چيه دانشگاه ؟ مي ري تو معتاد مياي بيرون ! تازه اون موقع ديگه كار كه نيست . از همين حالا بچسب به كار . تازه به نظر من اگه سال ديگه كنكور بدي حتما قبول ميشي چون تو ديگه هر جور تجربه اي كه لازم بوده واسه كنكور به دست اوردي ! . . . .

2-     معلوم نيست كامپيوترهاي سازمان سنجش قاطي كرده ان يا قسم اين كه اگه كنكور قبول بشي ديگه كلي مسلمون ميشي و همه نمازات رو مي خوني موثر افتاده ولي به هر حال شما در رشته "فلسفه قدقد كردن مرغ ها پس از تخم گذاري و تاثير آن در مديريت كلان كشور " در دانشگاه علي آباد كتول شمالي قبول شده ايد . تبريك ميگم !    شما آينده درخشاني پيش رو داريد! ولي بهتر است كمي خود را براي دانشگاه آماده كنيد :1- اگه مي خواين تو دانشگاه بهتون نگن عقب افتاده و شهرستاني هستين ، اين بند از نون شب هم واجب تره . برين اون بازيه كه 52 تا برگ داره و من به علت اين كه با اسم حقيقي مي نويسم نمي تونم اسمشو بگم ( و تو عمرمم نه ديده ام و نه بازي كرده ام !) رو ياد بگيرين . حداقل اگه حكم و شلم خيلي سخت به نظر مياد جمع يازده رو ياد بگيرين . 2- بعضي وقت ها كه كسي خونه نيست يه نخ سيگار بخرين و كم كم بكنين تو تا گلوتون راه بيفته و تو دانشگاه اولين سيگار رو كه كشيدين دو ساعت به سرفه نيفتين . 3- تريپ دانشجويي خودتون رو انتخاب كنين ( اين قسمت هم مهمه ) ، لباس و شلوار نو بخرين .  بهتره شلوار تا حد ممكن چسبون باشه كه همه جاتون قابل حدس و پيدا باشه . پيرهن هم زياد فرقي نمي كنه ولي سعي كنيد يه رنگ و شكلي انتخاب كنين كه تا حالا هيچ بني بشري به چشم نديده . تريپ ريش هم مهمه : سه تيغه واسه بچه درسخونا ، پروفسوري واسه روشنفكرا ، ريش بزي واسه عربا و مايه دارا ، سيبيل كلفت واسه ]. . .[ ، پشمالو واسه بسيجي ها و خط باريك روي چونه و بقيه مدل هاي عجق وجق واسه اونا كه به جنس مخالف علاقه زيادي دارن ! ( البته مدل هاي نادر تري هم تو دانشگاه مي بينين مثل متال بازها با ريش روي چونه دراز و پر پشت ، هيپي ها ، طرفداران پينك فلويد – با موي بلند و سيبيل – و غيره كه چون شما تا حالا اسم اين چيزا هم به گوشتون نخورده بهتره واسه شروع از اين مدل ها صرف نظر كنين !) . . .

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم اسفند 1383ساعت 11:15  توسط م . الف . پ  |