----
شب های تنهایی ام را دوست دارم . ترانه ای از هایده داریوش یا حبیب و ذهنی که آرام و سبکبال اوج می گیرد تا اوج تو .
پر گرفتن فرصتی است برای فراموش کردن لجنزار زیر پا , برای فراموش کردن قورباغه های آبله رویی که بوی گند دهانشان را نمی فهمند و بی شرمانه وغ وغ می کنند , برای فراموش کردن گندابی که هر چند از چشمه زلالی آن ورتر می خورد , اما توان پاک شدن ندارد و نا خود آگاه تخم قورباغه ها را در خود می پروراند .
تو وقت خوب فراموش کردنی . . . و باور کردن . . . باور این که پرواز دو قوی سپید بال بر فراز مرداب چه زیباست
باور این که فصل بازگشت پرستو های مهاجر نزدیک است . . . پرستوهایی که نمی دانم چرا نمی رسند اما می دانم که می رسند . . . و آن وقت من خواهم بود و تو و پشته ای گل که بر مزار مرداب روییده است .
تو اما باور نکن . . . که من لحظه ای از طواف خاطره و یاد تو غافلم . . . که لحظه را به ساعتی فروخته ام . . . که تولدت را فراموش کرده ام . . . تو . . . کوچولوی من . . . چشم بابا قوری قوری من
پر گرفتن فرصتی است برای فراموش کردن لجنزار زیر پا , برای فراموش کردن قورباغه های آبله رویی که بوی گند دهانشان را نمی فهمند و بی شرمانه وغ وغ می کنند , برای فراموش کردن گندابی که هر چند از چشمه زلالی آن ورتر می خورد , اما توان پاک شدن ندارد و نا خود آگاه تخم قورباغه ها را در خود می پروراند .
تو وقت خوب فراموش کردنی . . . و باور کردن . . . باور این که پرواز دو قوی سپید بال بر فراز مرداب چه زیباست
باور این که فصل بازگشت پرستو های مهاجر نزدیک است . . . پرستوهایی که نمی دانم چرا نمی رسند اما می دانم که می رسند . . . و آن وقت من خواهم بود و تو و پشته ای گل که بر مزار مرداب روییده است .
تو اما باور نکن . . . که من لحظه ای از طواف خاطره و یاد تو غافلم . . . که لحظه را به ساعتی فروخته ام . . . که تولدت را فراموش کرده ام . . . تو . . . کوچولوی من . . . چشم بابا قوری قوری من
+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم اردیبهشت 1384ساعت 22:29  توسط م . الف . پ
|
